
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 23:20 توسط REZA |
باز با یاد دلت بوسه به پیمانه زدم
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 13:49 توسط REZA |
باغبان در باز کن من مرد گلچین نیستم من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم 
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 12:28 توسط REZA |
اگه مثل اشک تو چشام باشی قول میدم واسه موندنت تا آخر عمر گریه نکنم 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 20:51 توسط REZA |
اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم
تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 18:55 توسط REZA |
شقایق گل همیشه عاشق

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:10 توسط REZA |
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی شب نخفتن تا سحر بیدار ماندن عشق یعنی سجده ای با چشم تو 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 19:24 توسط REZA |
من دوباره عاشق شدم
عاشق عشق پاک شدم
عشقی که به دادم رسید
منو از غم و درد وارهید

عشق زیباست .......... زیبای زیبا
در کنار عشق بودن نهایت خوشبختیست.........
وای من چقدر خوشحالم....... باور نمی کنم که پیدایش کردم
آری.......پیدا........ گمشده ی من پیدا شده........ میخوام داد بزنم
از ته دل فریاد بزنم...... میخوام بگم خدا......... دوستت دارم
به خاطره همه چی........ سلام........ سلام به عشق
سلام به زندگی ........ می پرستمت .
تاشقایق هست عاشق هستم
بی عشق هرگز ... .
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 15:7 توسط REZA |
من تو را چشم در راهم .... .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 17:44 توسط REZA |
این رفتن امیدی نیست به دیدار دگر آتش عشق تو شاید در دلم آرام گیرد شاید نبیند دیده ام دیده ات را بار دگر 
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:19 توسط REZA |

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:9 توسط REZA |
یار بد بدتر بود از مار بد مار بد یک نیش بر جانت زند یار بد بر جان و ایمانت زند 
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 22:18 توسط REZA |
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست می دارم 
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:41 توسط REZA |
بوسه مگر چیست فشار دو لب اینکه گنه نیست چه روز و چه شب 
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:30 توسط REZA |

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:13 توسط REZA |
عزیز دل تو را با خویشتن یک دل نمی بینم
بجز خون دل ازاین عشق بی حاصل نمی بینم هزاران جهدکردم تابه راهت آورم لیکن چه حاصل که تو را درهمرهی مایل نمی بینم 
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:4 توسط REZA |
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که : الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاري است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست 
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 12:29 توسط REZA |
می رم از کویی با چشم گریان بار دگر این رفتن امیدی نیست به دیدار دگر آتش عشق تو شاید در دلم آرام گیرد شاید نبیند دیده ام دیده ات را بار دگر 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 18:10 توسط REZA |